
شب یلدا، شما هم بی کارننشینید و وقتی بزرگ ترها مشغول حرف زدن هستند و با پوست پسته و آجیل های باقیمانده، چند کاردستی خوشگل بسازید. - موش کوچولوهای پسته ای هیچ دقت کرده ای که پوست پسته را اگر روی میز بگذاری و خوب به گردی پشتش نگاه کنی، چقدر شبیه موش است؟ پس زود باش و دست به کار شو. با یک ماژیک روی پوست پسته- یک طرف را که به عنوان سر موش انتخاب می کنی- چشم و ابرو و بینی و دهان ب...
ادامه مطلب
صدای گریه و زاری و آه و ناله، دندونک را از خواب بیدار کرد. صدا از خانه بغلی (یعنی همان دندان کناری) بود. دندونک بلند شد، شال و کلاه کرد و به خانه همسایه یعنی آقای آسیای کوچک رفت. دید آقای آسیای کوچک نالان و گریان است و یک سوراخ گنده سیاه رنگ وسط آسیای کوچک پیدا شده. دندونک گفت: "دیدی آقای آسیای کوچک. بالاخره آنقدر خودت را تمیز نکردی، مسواک نزدی و شیرینی و شکلات و قند خوردی که میکروب ها سوراخت کردند." &nbs...
ادامه مطلب
خانم معلم: میلاد و میثاق، لطفا بیایید پای تخته و رو به روی بچه ها بایستید. میلاد: چرا خانم؟ میثاق: خانم معلم، ما که کار بدی نکردیم. خانم معلم:نه بچه ها، شما بچه های خیلی خوبی هستند. با شما یک کار بامزه دارم. میلاد و میثاق جلوی کلاس ایستادند. آنها خیلی شبیه هم بودند. آخر آنها دوقلو هستند. خانم معلم گفت:"بچه ها، میلاد و میثاق خیلی شبیه هستند اما یک فرق کوچک میان آنها هست که من آنها را خیلی راحت از هم تشخیص می دهم. کسی می داند این فرق کوچک چیست؟" نگ...
ادامه مطلب