ورزش شادی سلامت این قسمت: بدمینتون

خرید بک لینک

 

          سلام بر شما دوستان خوب. من یک راکت هستم؛ راکت بدمینتون. داستان زندگی من خیلی جالب است. دوست داری آن را بدانی؟ داستان زندگی من از یک کارخانه شروع می شود. من در آنجا متولد شدم؛ کارخانه تولید وسایل ورزشی. من و هزاران هزار از دوستانم در این کارخانه تولید شدیم. ما را سوار کامیون و وانت های مختلف کردند و هر چندتایمان را به یک مغازه فروش وسیله های ورزشی بردند.

         من چند روزی در آن مغازه ماندم تا روزی یک آقا با یک پسر بچه چاق و تپلی به مغازه آمدند و من را خریدند. خیلی نگران بودم چون نمی دانسنم چه اتفاقی قرار است برای من بیفتد. اما پسر بچه خیلی با من مهربان بود. تمام راه من را بغل کرده بود و نوازشم می کرد. به خانه شان رسیدیم. در خانه از حرف های بقیه فهمیدم که اقای دکتر به پسر کوچولو توصیه کرده که باید فعالیت و ورزش بکند تا کمی لاغر شود و بدن سالمی داشته باشد. از حرف های مامان و بابا معلوم شد که پسر کوچولو در تمام تابستان فقط تلویزیون می دید و با کامپیوتر بازی می کرد. از فردای آن روز زندگی جدید من شروع شد. هر روز به همراه صاحبم به کلاس بدمینتون می رفتیم. یک مربی خوب به چند تا پسر کوچولو، راه استفاده از راکت و ورزش بدمینتون را یاد می داد. آن روز فهمیدم که عجب وسیله مفیدی هستم.

        هی! چند سالی از آن ماجرا می گذرد. حالا من دیگر پیر شده ام اما صاحب من همان پسر بچه تپل و تنبلی که برایتان تعریف کردم الان یک جوان قد بلند و خوش هیکل و قوی شده که در یک تیم معروف بدمینتون بازی می کند. من خیلی خوشحالم از این که دوستی خوب و ورزشکار دارم و خیلی خیلی خوشحالم از این که بچه ها می توانند به کمک من ورزش کنند و قوی و سالم بمانند.

فرین میزانیان...

ما را در سایت فرین میزانیان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 12:58

صفحه بندی